دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ای نشسته درخیال من فراموشم مكن بافراموشی وتنهایی هم آغوشم مكن زندگانی می كنم چون شعله با خودسوختن زنده ام با سوز و ساز خویش خاموشم مكن می تراودتا شراب بوسه ازجام لبت ازشراب تلخ تنهایی قدح نوشم مكن دودم و از شعله دارم دامنی رنگین به بار این شرراز من مگیر ازنو سیاه پوشم مكن چون صبا در جستجو خودبه هر سویم مكش همچو گیسوی سیاهت خانه بردوشم مكن این دل درد آشنارا در شرار غم بسوز هر چه می خواهی بكن اما فراموشم مكن

1391/04/17 - 19:32
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)