دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به این فکر می کنم که چه نعمتی است امنیتی که در دستان ، چه آغوش بی منتی دارد، محبتی از جنس محبت خدا به بنده اش، خالص، نه ترکیب شده با هوس و زودگذر است و نه منفعتی پشتش هست.... برای من، دختری که حالا، این روزها، قدر دوست داشتن های زلال و مهربانی های ناب خانه را بیشتر می داند... جمله هاي ساده و در عین حال پرمعنی بابا، توی گوشم زنگ می خورد که:« دختر ِ من بايد هميشه قوي باشه و محکم.....» ولی بابا چه می داند که شانه های دخترش که هنوز هم روی پاهای او لم می دهد و خودش را لوس می کند، حالا چقدر کم قدرت تر از همیشه شده، بگذار تا نداند که دلش پر شده از صبر و طاقت و زجر....(دلم واسه بابام تنگ شد...همين الان)

1391/04/18 - 10:32 در چهار راه
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)