دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میدانی باران که بیاید .. تمام پلیدیهای این شهر کثیف را خواهد شست ان وقت من و تومینشینیم . .ساعتها، دست در دست هم ، رو به روی همان اینه قدیمی همان جا که شعله ای از عشق روشن است به نشانه همان عهد کهنی که داشتیم تا دیگر فراموش نکنیم.. باور رویاهامان را تا که بدانیم.. سیاهیها.. گرچه روی حقیقت میپوشانند.. اما ماندگار و همیشگی نیستند میسرایم باور روشنیها را بر فراز بلندترین قله شهرم تا که اسمان همیشه بداند.. تقدس بارشش را درک میکنم، میستایم و باور دارم

1391/04/18 - 12:43
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)