دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مخ مان تاب برداشت ،از بس که این بچه التماس و گریه کرد.فرستادمش گردان مخابرات تا بیسیم چی بشود.وقتی برگشت بیسیم چی خودم شد.دیگر حرف نمی زد.یک شب توی عملیات که اتش دشمن زیاد شد،همه پناه گرفتند و خوابیدند روی زمین.یک لحظه او را دیدم که بیسیم روی کولش نیست.فکر کردم از ترس آن را انداخته زمین.زدم توی سرش و گفتم: ((بیسیم کو بچه؟)) با دست زیر بدنش را نشان داد و گفت: ((اگه من ترکش بخورم یکی دیگه بیسیم رو بر می داره ، ولی اگه بیسیم ترکش بخوره عملیات خراب می شه.)) شادی روح شهدا

1391/04/18 - 15:44 در دارالشهدا

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)