دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ابرها مي گريند تا پشت پايت را خيس کنند من انتظار را حس مي کنم صبر را ياد گرفته ام ياد گرفته ام از باغچه کوچکمان زير آفتاب تابستان براي روزي که اندوه آسمان از آتش عشق افروخته اش باران بياورد و دوري ها را پاک کند و مدام براي برگها بخواند که آسمان نزديک است دوباره دستهايمان را خيس کند من رهايت نمي کنم آنچه را که روزهاي بلند و شبهاي باراني به من آموخته اند از ياد نمي برم و اين شبهاي خيس را فراموش نخواهم کرد حتي در آغوش تو ابري خواهم بود که براي دوست داشتن لبخندت مي گريد تنها دلم تنگ است که ببينمت ....

1391/04/18 - 20:45
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)