چشمان تو كه از هيجان گريه مي كنند/در من هزار چشم نهان گريه مي كنند٠٠/این شعرها که سر به هوا گریه می کنند/چندیست چشمهای تو را گریه م کنند/چیزی نپرس از آنچه گذشته است بر سرم٠٠/در من هنوز پنجره ها گریه می کنند!!!/من فكر مي كنم همه ی خوابهاي من/با ياد چشمهاي شما گريه مي كنند/عاشقترم زهر چه مرا رشك مي برد/شاعرتري ز هر چه تو را گريه مي كنند/وقتي تو نيستي همه كوچه هاي شهر/يا ضجه مي زنند و يا گريه مي كنند/رفتي و جمعه هاي از اين پس بدون تو٠٠/اين پسر غزل زده را گريه مي كنند/حرفي نمانده است بغير از ... مرا ببخش/از اينكه درتو پنجره ها گريه ميكنند٠٠٠