دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رفته بودیم که دور از انظار دیگران، ساعتی با سرگردانی یک عشق بی پناه، زیر روشنایی مات ماه، گردش کنیم... آسمان کاملاً صاف بود. به ناگه، پاره ابری سیاه، صورت نازنین ماه را، در سیاهی خود ناپدید کرد... گفتم آسمان به این صافی، معلوم نیست این قطعه ابر سیاه، از گریبان ما چه می خواهد؟! اشاره به ابر کرد، آهی کشید و گفت: آن؟ آن ابر نیست! عصاره است. عصاره ناله های پنهانی عشاق واقعی است...

1391/04/20 - 17:52
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)