دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیگر خسته ام از تکرار هزار باره ی قصه های بی سر انجام ٬ بی پایان...! دیگر از هر آنچه دوست داشتن است می ترسم...! دیگر میان خاطراتم ردی از "من" نمانده ٬ هر چه هست "من"‌ِ جا مانده از "تو"ست ... دیگر خسته ام ... از بازی ... از زمزمه کردن هر روزه ی "من تو را دوست دارم٬ تو دیگری را و دیگری مرا شاید....! " ... دیگر از بیهوده رفتن وبیهوده تر بازگشتن خسته ام...! می خواهم بمانم...! می خواهم در همین جای تقویم بایستم ... می خواهم روز را به شبی نرسانم که فردایش باز بازی دیگری انتظارم را می کشد ... می خواهم در را ببندم و تا ایستادن زمان ٬ عقربه ها را به شماره بنگرم ... می خواهم بشمرم تا لحظه ها بی نشان بمانند٬ بی خاطره ای حتی...! من خسته ام ... خسته . از دلهای سنگی ٬ از رفاقتهای پر تردید ٬ از محبتهای بازگشتی٬ حساب دو دو تا هایی را داشتن که هیچ حسابی را بر نمی تاب...د! من خسته ام ... همین!

1391/04/20 - 19:00
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)