دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داغی حالیت نیست...

1391/04/21 - 22:56 در دارالشهدا
1 ديدگاه
shahrzad (نبض دنبالر )

خودش خیلی بامزه تعریف میکرد حالا کم یا زیادش رو نمیدونم.

میگفت تو یکی از عملیات ها یکی از بچه ها مجروح شد و به حالت

اغماء فرو رفت.

آمبولانسی که شهدای منطقه رو جمع میکرده وبه معراج میبرده از راه

میرسه و این بنده خدا رو هم قاطی بقیه با همین ماشین میبرن.

راننده توی اون جنگ وگریز تلاش میکرده که خودشو از تیررس دشمن

دور نگه داره از طرفی هم توی چاله چوله های راه ماشین خیلی تکون

میخورده که این بنده خدا به هوش میاد و خودشو بین یه سری از شهدا

میبینه

اول فکر میکنه ماشین داره مجروحین رو به پست امداد میبره اما دقت

که میکنه میبینه انگار همه شیدن! وفقط خودشه که سالمه

دستپاچه بلند میشه میشینه وسط ماشین وبلند بلند داد میزنه : منو

کجا میبرین من سالمم شهید نشدم که نگه دار من طوریم نیست نگه دار....

راننده ی داش مشتی آمبولانس هم که اول حواسش جای دیگه بوده

زیر چشمی نیگا میکنه تو آینه و میبینه انگار یکیشون زنده شده میگه :

یا ابالفضل مگه تو شهید نشدی

نه من چیزیم نیست نگه دار میخوام پیاده شم

نه داداش تو هنوز بدنت گرمه داغی حالیت نیست شهید شدی بگیر

بخواب بذار مام به کارمون برسیم!

خودش وقتی برگشته بود میگفت کم کم داشت باورم میشد که منم

شهید شدم و دارن میبرنم معراج !

14 سال و 2 ماه و 12 روز و 4 ساعت و 33 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)