دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از تاکسی که پیاده شدم یه پیرزنه هم با من پیاده شد زمزمه میکرد که “حالا چطوری از خیابون رد بشم “ آقا ما هم حس جوانمردیمون زد بالا ، حواسمو جم کردم که خلوت بشه برگشتم به پیرزنه بگم آروم با من بیا ، دیدم نیستش دور و برم رو نیگا کردم دیدم اونطرف خیابونه داره گوله میره !

1391/04/21 - 23:11 در Coma
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)