دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزی مجنون از سجاده شخصی عبور می کرد.مرد نماز راشکست وگفت:مردک! درحال رازو نیاز باخدا بودم تو جگونه این رشته را بریدی؟ مجنون لبخندی زد و گفت:عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم و تو عاشق خدایی و مرا دیدی!

1391/04/22 - 20:08 در بروبکس توییت

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)