پنج شنیه های کلافه ..! می افتم به خواندن فصلی از تو در رختخواب گرم..!این کتاب تقدیم به ( همان که از عشقدر بستر دیگری میمیرد..)../فصل اول../مواظب باش آسمان در حال سقوط است../ !و من به صعودم فکر میکنم../پس به لذت هایت برس../------فصل دوم ../سه شنبه بود که چشم های شعله ایَ ت به من آرامش بخشید ../تا بر دریای سرخ موج سواری کنیم..!وماه را به خودش وانهیم تا قدیسه ی دریا روحمان رابرای آخرین گناه شستشو دهد ..!------فصل سوم ../روزنامه ی تقویم من ضربه های کوتاه از یک فاجعهرا تیتر زد.../-----فصل چهار../معادله ی ساده ی ما نوعی رابطه ی مجهول ست../که در کتاب ِ کلامی ِ سروده های دنیا../هشت مایل مانده به ارتفاع همبستری با خورشید../در آتشفشان قله ی کالدرا حل شد .فصل آخر را برای دوست فراموش نشدنیم می نویسم که محکومم کرد../بگذار جنگ طبل بکوبد../عشق من آمرزیده ست ../ودوست داشتن مخملی ت برایم زره پوشی ست ../که روی ریل های مرگ تدریجی هم نبرد نمیکند../دلیلی برای ماندن ندارم اما برایت زندگی میفرستم...!
1391/04/24 - 12:51 توسط موبایل در
میکده