دختره لیسانس داره! قیافهاش هم بدک نیست، البته بگما، خیلی به دلم نیست، قدش کوتاس، دندوناش هم انگار یه کم نامرتبه! امروز که زنگ زدم، گفتن آخر هفته تشریف بیارید، مثل اینکه نظرشون مثبت بود، اما من گفتم هفتهی دیگه میآیم. گفتم حاجآقا مأموریت کاری داشتن، خارج از شهرن. دیروز سعید رو بردیم دکتر، یه قرصهایی بهش داده، دعا کن بتونه این زهرماری رو کنار بذاره و توی این یک هفته لرزش دستاش یه کم بهتر شه، این آخریا دیگه به جای شام و ناهار هم همین زهرماریها رو میخوره، تو که غریبه نیستی مادر، همه میگن تا زن نگیره درست نمیشه، حالا دعا کن این یکی جور بشه ...
1391/04/28 - 11:48 در
چهار راه
داستانک از دیگران
14 سال و 2 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 52 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 51 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 43 دقيقه قبلدختر مردمو بدبخت میکنن واسه پسر معتادشون ... عجب آدمائی هستن ...
اوهوم...مهتادا...
14 سال و 2 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 26 دقيقه قبل