جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ ˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙ تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!

14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 58 دقيقه قبلحتی درگیر شدیم ... لحظاتی که تو بغل هم گریه میکردیم .. چقدر زود گذشت ... الان 9 سال میگذره ... یادش بخیر اربعین 82 کربلا بودیم.
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 58 دقيقه قبل
خوشبحالت
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 53 دقيقه قبلاز کوهنوردیتم بگو سختیای فتح دماوند
زمان اوج کار بود ...واسه دماوند باید سه تا کوه دیگه رو با شرایط تقریبا مشابه فتح میکردیم ... تو کوه همیشه یه مشکل غیر قابل پیش بینی هست که اونم معلوم نبودن وضعیت هواست ... چون دائما در حال تغییره ... بچه ها خیلی تلاش کردن ... 9 نفر بودیم که راه افتادیم سمت دماوند ... بعد از کلی انتظار و حریص بودن واسه فتح دماوند ... کولمو سبک کرده بودم ... باید وزن کولم به کمتر از یک کیلو میرسید ... ینی فقط و فقط چیزایی که خیلی ضروریه ...
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 49 دقيقه قبلبه پناهگاهی اول که رسیدیم شب رو اونجا بودیم ... بازم وسایلمونو دوتا یکی کردیم که اونجا به مشکل بر نخوریم ... صبح زود قبل از روشن شدن هوا راه افتادیم و تا پناهگاه دوم رفتیم یه چیزی حدود 6 و نیم ساعت راه رفتن .... بعداز ظهر بود که رسیدیم ... وسایلامونو گذاشتیم و کیسه خوابامونو پهن کردیم ... بعد از یه رفع خستگی ... بدون وسایل تا ارتفاع 4000 هزارتایی رفتیم بالا و چند ساعتی رو اونجا بودیم تا هم هوا بشیم ....
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 46 دقيقه قبلهمه سعی میکردن به هم روحیه بدن ... تو گروهمون یه خانم مالزیایی هم بنام آندرا بود ... واقعا شیرین بود ... کاراش واقعا با مزه بود ... بعد از 2 ساعتی که با هم او بالا بودیم دوباره برگشتیم به پناهگاه که تو ارتفاع 3200 تایی از سطح دریا بود ...
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 45 دقيقه قبلغذای سبک و استراحت و گشت و گذار تو محدوده پناهگاه و نشستن به تماشای غروب آفتاب از اون بالا دیدنی بود ... فرداش ساعت 4 صبح قبل از تیم های دیگه بلند شدیم و راه افتادیم ... چراغ قوه هامونو تجهیز کردیم و مسیر رو پیش گرفتیم ... حدود 9 ساعت طول کشید که برسیم بالای کوه .. اینقدر بوی گوگرد زیاد بود که نفس کشیدن سخت بود .. اون هم تو اون ارتفاع که هوا نسیه گیرت میاد ....
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 42 دقيقه قبلشرایطی مثل کمبود اکسیژن ... وزش شدید باد ... و از همه مهمتر سردی هوا که استخون میترکوند ... پرتگاههایی که باید ازشون عبور میکردیم .... از سختیهای راه بودم ... همه تو یه ستون .... دوربین دست من بود و گاها باید جلوی بقیه تا یه مسافتی میرفتم تا بتونم عکس بگیرم .... یادش بخیر 100 متر مونده بود برسیم به قله همه بچه ها دست همو گرفتن و سرود ای ایران رو خوندیم ... باورتون نمیشه اشک همینجوری از چشای پچه های تیم سرایز میشد ...
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 39 دقيقه قبلهوا خیلی سرد بود و قیافه های ما هم دیدنی ... آندرا که وسط راه با یکی از بچه ها برگشت و نتونست تو صعود با ما باشه ولی واقعا تلاششو کرده بود .. آخه آندرا 2 روز قبلش برای صعود الم کوه رفته بود ... خسته بود و نتونست ... 20 دقیقه بالا بودیم و دوباره راه افتادیم برگشتیم به سمت پناهگاه.... چون نمیشد زیادتر بمونیم ... واقعا قندیل میشدیم .... .لی یه حس خوشایندی داشت که وصفش غیر قابل توصیفه ...
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 37 دقيقه قبلبرگشتن هم 10 ساعت تو راه بودیم تا به پناهگاه دومی برسیم. برگشتن چون باید سر پایینی برگردی باید آهسته تر بیای چون تمام زانوها آسیب میبینه ... تو کوه یک گرم هم یک گرمه ... همه چیز باید حساب شده باشه ... .وقتی به پناهگاه رسیدیم یه چیزی حدود 19 ساعت راه رفته بودیم تو کوه ... همه خسته ... کیسه خوابارو علم کردیم و یه خواب حسابی کردیم ... فرداش قبل از طلوع آفتاب راه افتادیم و برگشتیم پناهگاه اول .... یادش بخیر ... صعود از جبهه جنوب غربی #دماوند -
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 33 دقيقه قبلالبته سعی کردم خلاصه بگماااا. چون خیلی اتفاقای دیگه هم افتاد واسمون ... ولی خب .. در همین حد کفایت.
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 30 دقيقه قبل@✓ سپـیـבـღ جـے گــیلــے❥
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 29 دقيقه قبلمـــــــــرسی از دعوتت.... خوش به حالتــــــــــــــــ ....چه تجربه قشنگیـــــــــ
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 24 دقيقه قبلقربانت. خیلی با حاله هاااا. منتظر دعوت نباید باشید شماها که .... پست مال شماست.
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 21 دقيقه قبل
نه کافی نیس بدو بقیش
چه بیان قشنگی داری توصیف کردنات حرف نداره
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 18 دقيقه قبلღ
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 14 دقيقه قبلدیانا ... ممنون ... لطف داری دوست عزیزم... ممنون سپیده جان
14 سال و 2 ماه و 4 روز و 1 ساعت و 34 دقيقه قبل