دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عاشورا را چه تفسیر کرده ای؟تو که هیچ از حسین و آزادگی نمی دانی.عباس را که خوانده ای تو که بیرقش را به چشم ندیدی؟ و زینب را؟اینجا،من،عاشورا را تفسیر می کنم برایت.من که به چشم دیده ام کربلا را.حسین را من شرح می دهم برایت که به دل شنیده ام نوایش را.و عباس را.و زینب را.کربلا کوچه کوچه این شهر است که هر ذره خاکش تقدس نام آزادی را به فریاد آمده است.حسین همه آن جوانانند امروز که ندای "هیهات من الذله" شان عرش را به لرزه درآورد.و عباس...عباس امروز پیش چشمان من به خاک می افتاد وقتی که تنش نه از ضربه رودرروی شمشیر،که از زخم ناجوانمردانه گلوله غرق در خون بود.وقتی که نه شمشیر به کف داشت و نه مشکی بر دوش.سلاحش مشتش بود و سینه اش مامن آرام گلوله.زینب امشب،اینجا در کنار من می گرید بر مصیبت برادر.و نینوا همین جاست.در همین شهر.در مقابل چشمان تو که دیریست تا خیمه هامان را غریق آتش کرده ای و یارانمان را اسیر.این بار اما قصه عاشورای ما را پایانی دیگر خواهد بود.اینجا انتقام خون شهیدانمان را نه مختارها،که عباسان دیگری می گیرند.شام غریبان ما دیریست تا به سر آمده.صبح دیگری در راه است.

1391/04/28 - 18:56
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)