آقا شاگر تنبل کلاس نبودیم بچه خرخونم نبودیم متوسط رو به شلوغ بودیم. یه روز سر کلاس فارسی بودیم ویه تیکه از یه شعر تو یادم موند که معنیش این می شه که. چنان خشک سالی و کم بودی تو دمشق بود که لیلی ومجنون شون عشق وعاشقی از سرشون پرید . قهطی جوری بود که ملخ شاخ وبرگ درخت می خورد و مردم ملخ. من اون موقعه گفتم این یعنی چی. الان دارم درکش می کنم. بی پولی و گرونی جوری شده که عشق وعاشقی شده کشک ودوغ همه دنبال این هستن که طرف مقابل شون چقدر جیبش .پوره. می تونه شکمش و پور کنه.یانه. راستی پدر بزرگ مادرم تو یه دوره خوشک سالی زن گرفت جوری گشنه بودن مردم که حاضر شدن دختر شون وبا یه نصفه کیسه باقالی عوض کنن تا زنده بمونن شده حکایت الان ما. مردیم از بی پول مردیم