دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مرا گرفت به بازی، چه درد جانکاهی! (دیدگاه)

1391/04/30 - 22:10 در میکده
2 ديدگاه
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

مرا گرفت به بازی، چه درد جانکاهی!
جز این، نسیم چه کرده‌ست با پر کاهی؟

تمام حادثه این بود: قدر دریا را
تنش به خاک نیفتاده‌‌‌است تا ماهی…

که در حکایت تکراری فراق، کسی
ندیده‌است از این روزگار کوتاهی

سقوط، عزیز زمانش نکرد یوسف را
وگرنه هرکه به لطف زمانه در چاهی…

مراد زیستن ما همین مرارت‌هاست
همین که چشم کنی باز چشم درراهی…

***
نه زندگی که نگفتم چه خواستم جز مرگ
نه مرگ گفت که جز زندگی چه می‌خواهی؟


مژگان عباسلو

14 سال و 2 ماه و 14 روز و 2 ساعت و 55 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

مژگان عباسلو
متولد: 10 اردیبهشت 1357
اهل: شمیران
ساکن: آمریکا
صفحه مجازی: مژگان بانو

کتابها: مثل آوازهای عاشق تو، شاید مرا دوباره به خاطر بیاوری

معرفی: فارغ التحصیل رشته‌ی پزشکی هستم از دانشگاه شهیدبهشتی تهران. در حال حاضر برای گذراندن دوره‌ی تخصص داخلی همراه خانواده‌ام در ایالت ماساچوست آمریکا به سر می‌برم. دو مجموعه شعر از من تاکنون به چاپ رسیده‌است: “مثل آوازهای عاشق تو” – برنده ی جایزه‌ی بانوی فرهنگ در سال ۸۵ و “شاید مرا دوباره به خاطر بیاوری” برنده‌ی جایزه‌ی دوسالانه‌ی پروین اعتصامی در سال ۸۹ ، اولی به همت انتشارات هزاره ی ققنوس و دومی به همت موسسه ی هنر رسانه‌ی اردیبهشت. دو مجموعه شعر در دست چاپ دارم: شعرهای کوتاه که اغلب آنها را در این وبلاگ می‌خوانید با نام “از لب برکه‌ها” به همت نشر چکه و مجموعه‌ای تازه از غزلها به همت حوزه‌ی هنری.

14 سال و 2 ماه و 14 روز و 2 ساعت و 54 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)