دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دروغ چرا؟ ازشما که پنهان نیست وقت‌هایی هست که دیگرهمه‌ وجودم شوق و بیقراری نیست آرزوی رسیدن به شمانیست «یالیتنی کنت معکم» گفتن به هل من ناصرتان نیست آن افق‌های روشن نیست تاریکی‌ است وترس بعدمی‌ترسم چشمم را بازکنم وباورم بشود درسپاه مقابل شما ایستادم بعدمی‌دانم بایدبنشینم وخودم رابه چالش بکشم ونمی‌کشم از خودم فرارمی‌کنم این‌طور وقت‌هاباید بنشینم برای خودم روضه‌ عمرسعد بخوانم که ازهمه‌ روضه‌ها دردناکتر است پسرسعد شمارا به گندم ری فروخت من اصلانمی‌دانم دارم فرزندتان رابه چه می‌فروشم...

1391/04/31 - 13:39
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)