دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حکایت آن مرد را شنیده ای که نزد طبیب رفت و از غم بزرگی که در دل داشت گفت. طبیب به او گفت : به میدان شهر برو ، آنجا دلقکی هست ، آنقدر تورا میخنداند تا غمت از یادت برود . مرد با چشمی اشکبار، لبخند تلخی زد و گفت: من همان دلقکم .@nargesi

1391/05/01 - 18:06
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)