دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گاهــــــــی وقتا دلــــــــم عجیب میگیره از دستِ خودم که صبورو کلــــــــــــه شقَممعتقد بودم هرچیزی اگه قدرتِ خراب شدن داره...قدرتِ آبادشدنم داره...هرجا میدیدم خرابی دیدم هرجادیدم چـــــــراغی بی فُروغه..میساختمش ازنو....وازاینکه به یه چیزی زندگی میبخشیدم یه حسِ خوبی میداشتم......اما الان حس میکنم:گاهی وقتا باید خـــــراب شد..ومن الان اینقدر خسته ام واینقدر پشت هم بدآوردم که دلم فقط یه سَفَر میخواد....که شایدازنوبرای بودنم حسی تازه بسازه..حسی ازجنسِ آرامشی پس از طوفان حسی ازجنسِِ روزِ آبادیِ من....»»»»حتی اگر به پای‌داریِ یک سپیدارِ صدساله‌ی بلند باشی طوفان که بیاید٬ از ریشه می‌کَنَدَت... می‌بَرَدَت... می‌شورَدَت. مجالت نمی‌دهد که ببینی می‌مانی یا می‌روی!

1391/05/03 - 21:47 در دلنوشتِ دنبالریون
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)