دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شدم مثلِ رفتگر پیری که با کلی زحمت برگ های خشک رو از رو زمین جمع میکنه و میریزه تو فرغون، به ناگاه بادی شروع به وزیدن میکنه و تمام برگ ها رو تو هوا پخش میکنه! ...... پیرمرد،خسته و نا امید، در جوبی پر از گِل نشسته و ته سیگاری رو از توی جوب پیدا کرده، هر چه در جیبش میگرده کبریت پیدا نمیکنه..... سرشو آروم زیر گِل میکنه تا به تدریج بمیره.......

1391/05/04 - 17:57
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)