من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام . عشق به آزادی ، سختی جلن دادن را بر من هموار می سازد. عشق به آزادی مرا همه ی عمر در خود گداخته است. آزادی معبود من است. به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است. هر دردی بی درد است. هر زندانی رهایی است. هر جهادی آسودگی است. هر مرگی حیات است. آخر ، … چه بگویم ؟ من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم. و حال می خواهم چه کنم ؟ قلب که می زند برای کیست ؟ برای چیست ؟ و صبح که سر بر می کشد برای کیست ؟ برای چیست ؟ رفیقان من ، با من مدارا کنید ! به پرتگاه چه نیستی ای زندگی من خواهد لغزید ؟ فراخنای زمین ، سخت تنگ است . شعر « تنهایی ، آزادی » اثر دکتر علی شریعتی