دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دنیا عجیبی هست یه روز تو اوج تنهایی امد گفت دوست دارم گفت عاشقتم . حالا با وجود من تنها نبود بهش بال و پر دادم رفت تو آسمون ها انقدر رفت که دیگه دست خود من هم بهش نمی رسید تا یه روز فرود اومد از اسمون گفتم حرفی بزن با من گفت حرفی بین ما نیست .تازه فهمیدم پرنده های آسمونی شکارش کردن . دیدم زمین هم زیر پا هایم را خالی کرد با خودم عهد بستم دیگر به هیچ جوجه ایی بال و پر ندهم حالا خودم تو آسمون ها هستم و پرنده ها دنبالم اما نمی خواهم شکار آن ها شوم شاهینی می شوم و بر آسمان ها حکم رانی می کنم آری یک بار کاملآ سوزاندی من و بال و پر هایم را اما دوباره بال در آوردم اما این دفعه دیگر فرود نمی آیم برای کسی.خصلت انسان ها نابود کردن برای قدرت هست اما انسانیت را با تمام شعار هایش در داخل خود کشتم با تمام قدرت چون شاهینی در آسمانها پرواز خواهم کرد و همچو گرگی در زمین که بر دست هیچ انسانی بوسه نمی زند

1391/05/06 - 13:05
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)