دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزی مجنون از روی سجاده عابدی عبورکرد.مرد نماز راشکست وگفت :مردک من درحال راز ونیاز باخدا بودم توچگونه این رشته را بریدی؟مجنون لبخندی زد وگفت :من عاشق دختریی هستم”تورا ندیدم”توعاشق خدایی ومرا دیدی؟!

1391/05/08 - 14:05
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)