دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سگی آخر تنگی کوچه برای استخوانش پارس می کند کبوتری روی لبه ی باریک پنجره برای جفتش بق بقو می کند آب لابلای سنگ فرش های کوچه می دود دختر جوراب خیسش را تا زیر زانو می کشد بوی نان تازه از تنور می آید اگر گوسفند شیر بدهد نان و شیر هم می خوریم ولی... گوش کن ببین صدای گریه می آید اوه" پدر امروز... الان... همین حالا دارد می میرد مرد سگ کبوتر باران هاپ هاپ......( مال من است) بق بقو .... (جفت من است) چک چک.... ( دارد می بارد) جوراب خیس تا زیر زانو نان و شیر همه ی این ها بدون پدر آه چقدر زود یادمان می رود زندگی هیچوقت برای همیشه نیست!

1391/05/08 - 22:14
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)