دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@✔کتــ☾ــے ... امشب در امتداد بهانه هایم ابرهای آبستن عشق به نامهای خیس می اندیشند و من به چشمهای تو .... و بعضی از ما به مترسکی اعتماد می کنیم که دنیایش جالیزیست قدیمی - البته فکر می کند چون پدرش هم مترسک بود با اصالت است . و گاه مي‌بايست از روي واژه ها پريد واژه‌هايي كه گاه سكوتند آن‌گاه شبيه كالاغي مي‌شوند كه فقط كوچه‌ها را در پاييز مي‌شناسند نبايد نگران چيزي بود شهر سكوت مملو از مهرباني است كه از ديوار ها در عمق تنهايي مهرباني چكه مي‌كند بادبادكها به نخ‌هايشان وفادار مي‌مانند و كسي روي بغض من ليز نمي‌خورد با دلهره "روزها يكي يكي ديروز مي‌شوند"... در اين شهر بايد خود را ار پنجره تكاند وقتي بادها موافق‌اند ديوانگي‌هارا بايد در باد نوشت تا مجنون ترين بيد حواسش پرت شود روي شانه‌هاي تو فاصله‌اي كه بين من و توست باران مي‌خواهد كه خط هارا پاك كند، بوي خاك بلند شود و مثل هميشه چتر ها جا بمانند... فاصله‌ي من و تو به اندازه‌ي شهريست شهر من سكوت شهر تو حرف هاي نزده قلابي بگير مي‌خواهم از تصوير آسمان يالا بروم ديروز صبح روي پشت بام لبخند پاشيدم تا

1391/05/09 - 04:24
7 ديدگاه
√ ∂нαмε

لبخند پاشيدم

تا شايد كبوترهاي مهرباني‌ات

راهي به اين شهر پيدا كنند

تا شايد من را در اين شهر بيابند

تا شايد روزي دوباره برگردند

چقدر دلتنگي بافتم

تا سردي نگاهت را اسم نبرم ،

چقدر هي به ساعت تهمت زدم

كه اداي هق هقم را

در مي آورد

كه تا صبح

تا هميشه

از سرم زياد باشد

ديروز فكر كردم

اندازه قدمهايي كه

بلند پروازانه

سمت تو

خيز برمي داشت

سنگفرش شهر سكوت را كلافه مي كرد

همه چيز را ناديده بگير

كيانايت دگر اصراري بر فهميدن حرفهايش ندارد

همه‌ي حرفهايش را بر پايه‌ي ديوانگي هايش بگذار

تو چه ماهرانه ديوانه مي‌ناميديش

و چقدر اين ديوانگي را دوست داشت

دوست داشت براي باري ديگر از زبانت

اين را بشنود

حيف كه كبوتران مهربانيت

هيچ گاه نشاني او را نخواهند يافت

و او هنوز انتظاري بيهوده مي‌كشد

بدرود

14 سال و 1 ماه و 28 روز و 19 ساعت و 54 دقيقه قبل
✔کتــ☾ــے ...

زیبا مینویسم وقت رفتنم.............زیبا شدی زیبا میبینمت........این شعر های من نیست....اما سکوت شده ام میبینی......

14 سال و 1 ماه و 28 روز و 8 ساعت و 10 دقيقه قبل
√ ∂нαмε

زیبا میخوانمت اگر باشی ............زیبایی تمام و کمال در وجودت هست .......این دلنوشته های من است ....اما نه خواننده ای دارد نه شنونده ای .....

14 سال و 1 ماه و 28 روز و 4 ساعت و 42 دقيقه قبل
√ ∂нαмε

صدای تو برایم مث نوازش دستهای نازنین مادرم است ....همیشه بخوان

14 سال و 1 ماه و 28 روز و 4 ساعت و 35 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)