دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حاكمی بر مردمش گفت : صادقانه مشگلات تان را بگویید... بلند شد و گفت : گندم و شیر كه گفتی چه شد ؟ مسكن و كار چه شد؟ حاكم گفت ممنون كه مرا اگاه كردی... یكسال گذشت و دوباره حاكم گفت :صادقانه مشگلاتتان را بگویید كسی چیزی نگفت، كسی نگفت گندم و كار و مسكن چه شد... تنها از میان جمع یك نفر گفت : چه شد ؟؟؟؟

1391/05/09 - 19:43 در داستان کوتاه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)