درو کنه هر کسی هر چیزی رو که کشته یه روز پشیمون میشین که دیگه خیلی دیره بالا رفتیم ماسته پایین اومدیم دروغه مرگ و معاد و عقبی کی میگه که دروغه؟...................... اتل متل یه بابا دلیر و زار و بیمار اتل متل یه مادر یه مادر فداکار اتل متل بچهها که اونارو دوست دارن آخه غیر اون دوتا هیچ کسی رو ندارن مامان بابا رو میخواد بابا عاشق اونه به غیر بعضی وقتا بابا چه مهربونه وقتی که از درد سر دست میذاره رو گیجگاش اون بابای مهربون فحش میده به بچههاش همون وقتی که هرچی جلوش باشه میشکنه همون وقتی که هرچی پیشش باشه میزنه غیر خدا و مادر هیچکسی رو نداره اون وقتی که باباجون موجی میشه دوباره دویدم و دویدم سر کوچه رسیدم بند دلم پاره شد از اون چیزی که دیدم بابام میون کوچه افتاده بود رو زمین مامان هوار میزد شوهرمو بگیرین مامان با شیون و داد میزد توی صورتش قسم میداد بابارو به فاطمه، به جدش تو رو خدا مرتضی زشته میون کوچه بچه داره میبینه تو رو به جون بچه بابا رو دوره کردن بچههای محله بابا یه هو دوید و زد تو دیوار با کله هی تند و تند خمپاره زد، بخوابین الو الو کربلا پس نخودا چی شدن؟