دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

افکارم به هم میپیچد و رنج میکشد ،مانند زردآلویی ناشتا خورده ... در میان هوی و های دوزخیان باکره ... که چون ستارگان افتاده بر زمین، به انتظار نعره حنجره ای نشسته اند ... و من به اتفاقها ایمان می آورم ... و از تمام پاشیدگیِ این ذهن ،منتظرِ ذره ای میمانم که برایم نقش هسته زرد آلو را بازی کند ... اما تو هنوز میپنداری که من ... به هیزم های تَرت دلخوشم ... ! [امیر منتظری]

1391/05/10 - 18:14 در بروبکس توییت
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)