دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آمده بودم از جدایی بنویسم و از نبودنت ... ( شعر از سجاد رضایی ) ...

1391/05/11 - 13:25 در بروبکس توییت
4 ديدگاه
: ) اَمـــَد

قلم در دست گرفتم و بر دفتر دلم
نوشتم یار رفت ، فقط خاطره ای از یار ماند
حالا اینجا من جامانده در خود ...
به تو می اندیشم
من کاسه ترک خورده لبه طاقچه نیستم
من آن گلدان پشت پنجره ام
که خشکیده ام از بی آبی احساس تو
کجاست آن شعرهای رو به زوالم
تا باز از آمدن یار بگویم
آنقدر بگویم ، بگویم تا زبان دلم آرام گیرد
شاید بتوانم نبودت را از یاد ببرم
اما آخر مگر می شود خاطره جاودانه بر دلم را
آن " لبخند " زیبایت را از دفتر دلم پاک کنم ...
سهم من از نبودنت شاید این بود
تا هستم در " حسرت " بودنت بمانم
اما تو ای خوب من ...
چشمان خیسم را به آسمان بی کران عشق می برم
شاید امشب بارانی ببارد ...

14 سال و 1 ماه و 21 روز و 10 ساعت و 51 دقيقه قبل
: ) اَمـــَد

و دلم هم نشین نم نشسته بر روی گلبرگ باغچه شود
می دانم دگر دستی سراغ از همراهی من نمی گیرد
اما مانده ام چرا دلم هوای بودنت را دارد ...

14 سال و 1 ماه و 21 روز و 10 ساعت و 50 دقيقه قبل
✔ عـلـ[بابا]ــی

" شاید امشب بارانی ببارد ... "

زیباست ...

برایتان آرزوی موفقیت روزافزون دارم !

14 سال و 1 ماه و 21 روز و 10 ساعت و 48 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)