دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به كوچه هاي شهر تو ،نسيم مي بَرَد مرا ... دوباره لمس مي كنم ،درخت خانه ي تو را ... و طعم ميوه هاي غم ، و شاخه هاي مرده را ... ! [فریبا شش بلوکی - کتاب بهانه]

1391/05/11 - 13:25 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

من و نسیم

به كوچه هاي شهر تو...
نسيم مي بَرَد مرا...


كنار درب خانه ات ...
و پچ پچ پرنده ها ...

دوباره لمس مي كنم ...
درخت خانه ي تو را...

و طعم ميوه هاي غم ...
و شاخه هاي مرده را ...

اتاق سبز رنگ تو ...
اشاره هاي تا به تا ...

دوباره چشم روشنت ...
نرو ، بمان ، بيا ! بيا ...

و پنجره گشوده شد ...
شروع بزم ما دو تا ...

تو آنطرف ، من اينطرف ...
و پنجره ميان ما ...

دوباره بوسه هاي تو...
يكي يكي ، دوتا دوتا ...

هجوم اشك شوق تو ...
و بغض هاي بي صدا ...

دلم چه ساده مي شود...
اسير دست واژه ها ...

دوباره پرس و جو نكن ...
نگو چرا ؟ نگو چرا ؟!

كه اين نسيم رهگذر ...
رحم نمي كند به ما ...

به سمت خانه ي خودم ...
شبانه مي برد مرا ...

و مي رسم به خانه ام ...
و انتهاي ماجرا ...

همه به خواب رفته اند ...
به جز من و ستاره ها ...
...
_______________

14 سال و 1 ماه و 21 روز و 50 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)