ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت /دست مرا بگیر كه آب از سرم گذشت /مانند مردهای متحرك شدم، بیا /بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت/ میخواستم كه وقف تو باشم تمام عمر /دنیا خلاف آنچه كه میخواستم گذشت/ دنیا كه هیچ، جرعه آبی كه خورده ام/ از راه حلق تشنه ی من، مثل سم گذشت/ بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم/ از خیر شعر گفتن، حتی قلم گذشت/ تا كی غروب جمعه ببینم كه مادرم / یك گوشه بغض كرده، كه این جمعه هم گذشت /مولا! شمارِ درد دلم بینهایت است/ تعداد درد من به خدا از رقم گذشت /حالا برای لحظه ای آرام میشوم /ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت
1391/05/11 - 19:22 در
ظهور