نمیدانم دوست داشتن چیست! اما میدانم كه این روزها، بیش از هر زمان دیگری، حس میكنم كه به تو نزدیكم و با تو احساسی مشترك دارم. نمیدانم دوست داشتن چیست! اما میدانم كه هنگامی كه غمی در دل داری، من نیز غمگینم و زمانی كه شادی، از شادی تو شاد و خوشحالم. نمیدانم دوست داشتن چیست! اما میدانم كه دلم میخواهد همیشه شاد باشی، لبخند بزنی و از حس خوب رضایت و شادمانی، لبریز شوی. نمیدانم دوست داشتن چیست! اما گاهی احساس میكنم كه به حضور و وجود تو، سخت محتاجم و برای بودن تو، احساس دلتنگی میكنم. نمیدانم دوست داشتن چیست! اما میدانم كه همواره، همهی خوبیها را برایت آرزو دارم و میخواهم كه هیچ بدی و اندوهی به تو نزدیك نشود. نمیدانم دوست داشتن چیست! اما انگار به شنیدن صدایت عادت كردهام و بعد از گفتوگو با تو، حسی از سبكی و آرامش مییابم. نمیدانم دوست داشتن چیست! اما میدانم كه برای وجود تو، برای احساسات و عقاید تو، برای آن چه نزد تو محترم است، احترام قائلم. نمیدانم دوست داشتن چیست! اما میدانم كه دلگیر شدن از تو را بلد نیستم و میخواهم كه تو نیز از من، دلگیر و ناخرسند نباشی. نمیدانم دوست داشت