دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رسم غفلت ... شادیت را ز دور میبینم بانگ خندان صدایت بر دلم میکوبد چه صدای زشتی چه نوای شومی مشت بی رحم خیانت به سرم میکوبد من از این درد به خود میپیچم همچو کرمی زخمی چشم مست تو برای دگری میخندد و برای من ِ عاشق درد بی رحم سیاهی ست که بر این جان ترک خورده روان میسازی چشم غمگین دلم پر خون است دل من میشکند از یاد آن ایّامی که به روی پدرم جوشیدم به تن ِ پیر ِ چروکیدۀ او رخت غم پوشیدم رسم غفلت این است گله ای از تو ندارم هرگز هستیم را به تو بخشیدم

1391/05/12 - 23:50
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)