دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

درخت گردو گویند روزی انوشیروان ساسانی در حال گذر از مسیری بود . در راه پیرمردی را مشغول کاشتن درخت گردویی دید. به او گفت: ای پیرمرد چرا این درخت را می کاری عمر تو که کفاف چیدن میوه هایش را نمی دهد! پیرمرد خنده ای کرد گفتگران کاشتند و ما خوردیم حال ما بکاریم و دیگران بخورند. شاه از این سخن بسیار خوشش آمد و کیسه ی پر از سکه ی طلایی را به پیرمرد داد. پیرمرد نگاهی به سکه کرد و گفت:بفرمایید این هم پاداش کارم که امروز گرفتم. انوشیروان دوباره خندید،کیسه ای دیگر به او داد.

1391/05/13 - 11:41
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)