دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من يه بار توي عمرم اومدم كمك كنم. اونم كه اينجوري شد : خاله مامانمو تو خيابون ديدم كه يه كيسه ي خاك سنگين روي دوشش بود. از گل فروشي تهيه كرده بود و براي باغچه مي خواست. رفتم و به زور ازش گرفتم. ديدم خيلي سنگينه روي زمين كشيدم. وقتي به خونشون رسيديم، ديگه هيچي خاك توي كيسه نبود. ديدم داره سبك مي شه ها، فكر كردم شايد خدا داره كمكم مي كنه. بنده خدا خودش نصف راه رو آورده بود

1391/05/16 - 16:03

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)