دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

با برادرزاده ي سه سالم رفتيم رو پشت بوم، با هم ستاره ها رو نگاه ميكرديم. بهش ماه و ستاره ها رو نشون دادم و گفتم: نگاه كن، اينا چراغاي آسمونن، اون يكي چراغ رو ببين از همه بزرگتره، مثل چراغ وسط پذيرايي خونه... برگشت يه نگاه عاقل اندر سفيه بهم انداخت، با يه لحن جدي گفت: نه ، اون كوچيكا ستاره هستن، اون بزرگه هم كه تو آسمونه ماهه، چراغ نيستن. يعني تو عمرم اينقدر ضايع نشده بودم

1391/05/16 - 16:14
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)