دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@گـلـپــری عروسی دعوت بودیم. توی اون خیابون 2تا عروسی بود. ما عروسی ته کوچه بودیم. دایی عروس رفته تو همون عروسی که اول خیابون بود نشسته، شام هم تا آخر خورده بعد اومده بیرون زنگ زده که بابا پس شماها کجایید.ما شام هم خوردیم. زود بیاین زشته. از فامیل های ما هنوز هیشکی نیومده ...!!

1391/05/16 - 19:59 در دوره
10 ديدگاه
مهدی

اره عروسیه یکی از همکارام بود من خونشو بلد نبودم بعد تو یه کوچه دراز به ما گفت بیاین تا به مجلس برسین منم رفتم تو مجلس بعد دیدم نیستش بهش زنگ زدم گفت تو زنونس خلاصه ما شامم خوردیم و این نیومد وقتی از مجلس اومدیم بیرون سر کوچه بقیه همکارامو دیدم گفتن پس کدوم گوری بودی گفتم تو عروسی خلاصه اونقد خندیدن که نگو منم تا یه چند وقت سوژه بودم دیگه

14 سال و 1 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 51 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)