باور كن گلايه اي از تو نيست &تو خوبتر از آني كه گلايه اي از تو باشد گلايه از خودم وويرانه هاي قلب خودم است كه ذره ذره فرو مي ريزند واينك احساس مي كنم جز ويرانه اي از من باقي نمانده است كه اگر اندكي اميد در من زنده شد به يمن دم تو بود& باور كن& به جان تو سوگند &از تو گلايه اي نيست& گلايه اي نيست اگر بگذاري و بگذري آمدنت درست به موقع بود& آمدنت مثل نزول پيامبر بر قومي از دست رفته بود..... شبيه برگ پاييزي &پس از تو قسمت بادم خداحافظ &ولي هرگز نخواهي رفت از يادم خداحافظ&واين يعني در اندوه تو مي ميرم در اين تنهايي مطلق كه مي بندد به زنجيرم و بي تو لحظه اي حتي&دلم طاقت نمي آرد و برف نااميدي برسرم &يكريز مي بارد چگونه بگذرم از عشق&از دل بستگي هايم؟ چگونه مي روي&با اينكهچه تنهايم؟ خداحافظ تو اي همپاي شب هاي غزل خواني خداحافظ به پايان آمد اين ديدار پنهاني خداحافظ بدون تو گمان كردم كه مي مانم؟؟ خداحافظ بدون من يقين دارم كه مي ماني!!....
1391/05/18 - 12:21 در
عاشقانه زیستن