دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اومد و چند دقه ای نشست روبروم. فقط چند دقه. کمی نگام کرد. نمیدونم به چی فکر میکرد یا چه خاطره ای باعث شد که اشک تو چشاش جمع شه. بعدم اومد جلوتر و با یه نگاه مهربون و خیلی اشنا بهم لبخند زد و بدون هیچ حرفی رفت. رفت. واسه همیشه. نمیدونم تو چشماش چی داشت و اصلا چرا ، ولی من هنوز که هنوزه ، بعد این همه سال ، وقتی شبا تو تاریکی چشمامو میبیندم و نگاهشو ، لبخندشو به یاد میارم ، اروم میشم. ارومِ اروم.

1391/05/19 - 14:43 در سردردهای من
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)