دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سوختن را بلدم... این اطراف شمعی نمیبینم!

1391/05/19 - 21:36
4 ديدگاه
*^*دل شکسته*^*

منم یک کوه تنهایی، منم یک کفتر چاهی

امید و عشق و دنیایم شده یک دفتر کاهی

جنون را می نویسم تا بفهمی حال و روزم را

همین که گاه می خندم و بعدش میکشم آهی!

درختی خسته هستم با نگاهی تا افق خیره...

که غیر زاغ ها چیزی ندارد سمت من راهی!!

شدم خسته تر از خسته،شبیه مرغ پر بسته

مرا بی آب! با تیغت بکن ای مرگ همراهی...

شب و سردردو سیگارم،شب و یادت... که بیدارم

شب و هرآنچه می خواهم،شب و هرآنچه می خواهی...

تو را من دوستت دارم،تو را من دو... نمی دانم!!

فقط انقدر می دانم توهّم می زنم گاهی...

14 سال و 1 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 37 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)