دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اشکی که روی گونه ما خط کشیده است....خون مقطری ست که رنگش پریده است...هر اشک ما چیکده صدها شکایت است....امشب ببین چقدر شکایت چیکده است...قلب من و" تو" گنبد سرخی ست که در آن...روح رحیم حضرت عشق آرمیده است....

1391/05/20 - 16:41 در بروبکس توییت
2 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

مقرون به صرفه نيست که عاشق شويم چون

دوران اوج عشق به پايان رسيده است

اينجا مشخص است که گنجشک چند بار

از لانه اش بدون مجوز پريده است !

حتی مشخص است کجا و چگونه شمع

پروانه را شبانه به آتش کشيده است !

در شهر ما بهارِ پر از گل رباعی است

پاييز، مثنوی ست ، زمستان قصيده است

من شاعر قصيده ام اما دو خط کج

با پنبه ای سر سخنم را بريده است !

طبق مقررات غزل گفته ام ولی

حرفی غريبه بين حروفم خزيده است


.................................................

غلامرضا طریقی !

14 سال و 1 ماه و 12 روز و 7 ساعت و 6 دقيقه قبل
زهره

کاش میشد که کسی می آمد ....باور تیره ما را می شست...و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست...اخم بر چهره بسی نا زیباست!....بهترین واژه همان لبخند ست...که ز لبهای همه دور شده ست...کاش میشد که به انگشست نخی می بستیم....تا فراموش نگردد هنوز انسانیم!!!

14 سال و 1 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 59 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)