نخند..........به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد....به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند....به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد....به راننده ی آژانسی که چرت می زند....به راننده ی چاق اتوبوس....به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد....نخند ، دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند آدمهایی که هرکدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند!آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند، بارمی برند، بی خوابی می کشند، کهنه می پوشند، جارمی زنند سرما و گرما می کشند، وگاهی خجالت هم می کشند،.......خیلی ساده