دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Rahil
Rahil
rahil880

21 مرداد 1391 ، ساعت نزدیک 5 عصر است. همه مشغول تماشای مسابقات کشتی المپیک هستند که خبری همه را شوکه می کند. تبریز و شهرهای اطرافش لرزیدند. هیچ کس را باور یک تراژدی تلخ نیست. زلزه 6.2 ریشتر بوده. آمار اولیه شوکی به کشور وارد می کند در شب قدر. 47 کشته اولین آمار است و تا 4 ساعت بعد آمار از 180 نفر گذشته اند. باز قصه همان است . زمین لرزیده ، دیوارها را یارای این فشار نبوده. سنگ ها آوار شده و جان ها گرفته و الفاتحه . باز حادثه است ، باز خبر نمی کند. باز تحرف است از لزوم سامان دهی بافت های فرسوده. از تهران پایتخت گرفته تا هریس ، اهر ، بم ، بشاگرد یا سرخس . لعنت به این زلزله که خبرمان نمی کند و می آید. می آید و جان مان را می گیرد و انگار سوگند خورده فقط اینجا ، یکدفعه بیاید و جان ما را بگیرد. دیوارها هم همین طور سست می مانند که او باز سرزده به سراغ مان بیاید. بیاید تا اینگونه در خون بغلتلندمان!خدایا چقدر حالم بده.

1391/05/23 - 01:51
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)