حرف هايي كه بعد از زلزله زده مي شود، يا (زل)ي كه بعدن در حرف (ز)،له مي شود/به طور دقيق زلزله اي كه با حرف مي آ يد آواري ست كه پنبه پنبه روي سرمان مي ريزد. كلمه ها، توان خيلي تري براي لرزاندن دارند. ويران، حواسم را از تمام خرابي ها پرت مي كنم به لا به لاي كمكهاي امدادي، كالا به كالا چادرها و داروهايي كه ، به دست زلزله گرفته ي فعلن ماندگان كه هيچ، به ذهن زلزله ي پر پيچ و غمشان- باور كنيد،نكنيد/باور كنند،نكنند، -خطور هم نمي كند, مگر آنكه اتفاقي شبيه گمرك و ناصر خسرو كنار ويرانه هاشان بيفتد. پنبه ها با دقت بيشتري سر مي برند.
1391/05/24 - 18:42 در
زلزله