خستهام...پیر روحیام.... اصلاً میدونی چیه؟...بخشی از وقت من صرف کشف آدرسِ درست حرفها میشود... بخشی از وقت من صرف این میشود که بفهمم فلانی منظورش چه بود.... خُب ای بمیرید؛...منظورتان را خودتان بگویید.... من از جملهی... “خودت باید میفهمیدی از حرفام”، ” ...اگه منو میشناختی، میفهمیدی منظورم چیه”... و مشتقاتی از این دست؛ بیزارم. این را آدمی دارد میگوید که خدای کدگذاری ست. که اگر بنشینید پای حرفهاش، یقین مییابید که آلزایمر دارید؛ بسکه جزئیات لعنتیِ رفتارها را در خاطرش انبار میکند و درنظر میگیرد.... اما این آدم، از غیب البته بهطور کاملا اتفاقی بیخبر است... مرحمت فرموده، ...از اسرار غیبتان او را مطلع کنید.... توی خیابان شما گم شدهام.... آدرستان مرا ناامید کرده.... حوصله هم راستش ندارم....میروم مجبور میشوم آنها را به دانای غیب بسپارم.
1391/05/27 - 17:02 در
میکده
+++++++
14 سال و 1 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 31 دقيقه قبل توسط موبایل
14 سال و 1 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 38 دقيقه قبل