دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یک شب آتش در نیستانی فتاد / سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد / شعله تا سرگرم کار خویش شد / هر نی ای شمع مزار خویش شد / ... ! [مجذوب علی شاه]

1391/05/28 - 01:58 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

نی به آتش گفت: کین آشوب چیست؟
مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟

گفت آتش بی سبب نفروختم
دعوی بی معنیت را سوختم

زانکه می گفتی نیم با صد نمود
همچنان در بند خود بودی که بود

مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است

14 سال و 1 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 53 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)