دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آنقدر بزرگ شده بود که لباس هیچ دروغی بر تنش نمی رفت برهنه و با موهایی آشفته به خانه ام آمد رو به رویم نشست با من چای نوشید سیگارم را روشن کرد بعد روی تختم دراز کشید بعد با من به خواب رفت در خواب هایم دیدمش که بی تفاوت نگاهم می کرد بیدار که شدم منتظرم نشسته بود حقیقت هرزه "کوشا جعفری"

1391/05/30 - 21:49
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)