دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیشب آسمان داشت خودی نشان میداد ... رقص نور و صدا و سمفونی باد و باران ... حدِ بلندیِ صدایِ رعدش معلوم بود ... بعد از یکی دوبار گوش عادت میکرد بهش ... اما ناگهان غرشی بلندتر از همه رعدهای قبلی زد ... صدای مهیبی بود ... اما از ته دلش بود ... حس کردم چیزی ته دلش تیر کشیده ... با خودم گفتم یقینا بوی عطر آشنائی به مشامش رسیده که اینگونه دلتنگیش را فریاد زده ... آخر عطرها دقیقا عمق وجود هر موجودی را نشانه میگیرند ... تیرشان خطا هم نمیرود ...

1391/05/31 - 11:20
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)