دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من در هیاهوی خیالت ، ستار ه ات را شادمان ، نورانی وگل افشان می دیدم از زیر هر سنگی خنده ای از اعماق وجود زبانه می کشید و تو نیامدی ،...................... صدای ترنمی زیبا گوشم را ، نه ، قلبم را نوازش کرد ، بالای سرم بودی ................ قلبم با چشمانی بسته نقاشی می کشید آنچه نمی توانست تحمل کندبمن آهسته گفت سپیده سر زده و ستارگان می خوابند..................................... گفتم بیدار نمیشوم مگر در خیالت ، تا بشوید خیال پریشانی ام را ....................... و باد به فرمان تو ، خیال مرا ، به نوری عظیم که نشات ستار ه ات از آنجا بود رساند و من دیگر آرام نبودم و پر می زدم و ترنم رنگین نگاهی خیس را عاشقانه زمزمه می کردم......

1391/05/31 - 11:44
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)